نشان حضور
مولاي من
در وصف روی تو ، برای چندمین بار، سوز درونم ، همچون دوده ی سیاه ، با مرکب قلمم دمساز شده و بر صفحه ی سپید کاغذ نقش می بندد .
به انتظار رؤیت رویت لحظه شماری می کردم تا آن روز که توفیق تشرف به حج حاصل آمد ، بار دیگر از روزنه های انتظار ، نور امید بر دلم تابیدن گرفت که اِین بار شاید .....
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 23:13 توسط نورالهي
|

جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد